Home » نقاشی » میراث مکتوب کهن بکتاشیان از منظر گونه شناختی

میراث مکتوب کهن بکتاشیان از منظر گونه شناختی

 

چکیده

یکی از منابع مهمّ پژوهشی در حوزهٔ تمدنی جهان اسلام، نسخ خطی است و بخشی از این مواریث کهن، طبعاً متعلّق به طیفِ جامعهٔ شیعی است. وجود عناصرِ مشترک قوی اعتقادی و مشابهت ها و تأثیراتِ رفتاری بکتاشیان از آموزه های مکتب اهل بیت:، با شکلی صوفیانه، حاکی از آن است که آنان، بی تردید، بخشی از جامعهٔ شیعی دورمانده از اصل خویش اند.

بررسی مقدّماتی گونه شناختی متون کهنِ بکتاشیان، نشان می دهد بیشترینِ آثار بکتاشیه به زبان ترکی عثمانی و در موضوع کلّی تصوّف، شامل بیان آیین ها و آدابِ جمع خانه ها، همراه شرح احوال و نقل سخنان رهبرانِ بکتاشیه، افسانه های عجیب تأویلی دربارهٔ رهبران بکتاشیه، به ویژه حاجی بکتاش ولی، همچنین نگاه نیمه لاهوتی به حضرت علی 7 همراه تأثیرپذیری های بیشتر از آموزه های امام صادق 7، در کنار ردّپایی از عناصر اندیشه های غالیانه و تأویلی شیعی، به ویژه در مسئلهٔ تولّا و تبرّا از غاصبان حقوق اهل بیت: است. تحریر این نوشتار، به روش توصیفی و کتاب خانه ای، بیشتر بر پایهٔ نسخه های خطی بکتاشیه موجود در کتاب خانه های ترکیه بوده است.

کلیدواژه ها

بکتاشیه، علویان، شیعه، تصوّف، نسخ خطی، ترکیه

از مطالعاتِ مقدّماتی راجع به باورهای بکتاشیان، می توان به عناصرِ مشترک، مشابهت ها و تأثیراتِ اعتقادی آنان از آموزه های مکتب اهل بیت: پی برد. به دیگر سخن، بررسی ها و مطالعات استنادی روی متون کهنِ علویانِ بکتاشی در دورهٔ عثمانی (669-1342 ه‍.ق.)، حاکی از وجود عناصر مشترک اعتقادی بسیار گسترده و قوی میان بکتاشیان و شیعیان است.

با این پیش فرض، پرسش اساسی این است که علویان بکتاشی، به عنوان مذهبیِ اسلامی، آیا بخشی از جامعهٔ شیعی فاصله گرفته و دورمانده از اصل خویش اند؟ یا آنان هویتی مستقل داشته اند و در دوره هایی، آموزه های شیعی، ترجیحاً تفکّراتِ غالیانهٔ شیعی با محوریتِ علویان نصیری، در باورهای آنان تأثیراتی نهاده است؟

در بررسی پندار، کردار و رفتارِ بکتاشیان، در کنارِ عناصر مشترکِ شیعی، رگه هایی از اندیشه های مکاتبِ بومی آسیای مرکزی، همچون شَمَنیزم، مانویت یا عقاید ادیان بومی برون دینی آناتولی، مانند نصرانیتِ نسطوری، و حتی مکاتب و طریقه های درون دینی، همچون اسماعیلیان و حروفیان نیز قابل مشاهده و مطالعه است. البته در محلّ خویش، باید پاسخ داده شود که علویان بکتاشی، در روند تطوّر تاریخی شکل گیری هویّتی خویش، این باورها را، از مکاتب و مذاهب دیگر گرفته اند یا این عناصر مشترک، صرفاً نوعی تشابه عادی جاری در نوع باورهای ادیان و مذاهب مختلف است؛ و شاید چندان ارتباطی با مسئلهٔ تأثیرپذیری از یکدیگر ندارد؟

بدون تردید، برای بررسی دقیق زیرساخت های فکری و مبانی عقیدتی علویان بکتاشی و نیز میزان و سطح تأثیرپذیری آنان از ادیان بومی و غیربومی و مذاهب مختلف اسلامی و طریقه های متکثّر صوفیه، راهی منطقی تر جز مطالعهٔ جامع و بنیادی در برگ برگِ میراث کهن بازمانده از خود علویان بکتاشی نیست؛ و امید است بررسی محتوایی این مواریث منظوم و منثور (با تأکید بر نسخ خطی آنان)، بتواند جنبه های دیگری از مبانی فکری و عقیدتی علویان بکتاشی را در دوره های مختلف حاکمیتِ عثمانیان، برای ما روشن کند.

در این پژوهش، که به روش توصیفی و کتاب خانه ای و مشخّصاً با محوریتِ میراث مکتوبِ کهن علویان بکتاشی (نسخ خطی)، در کنار نگاه اجمالی گونه شناسانه به شکل گیری عقیدتی و فکری آنان و نیز سنخ مشترکاتِ فکری و فقهی علویان با مبانی اندیشهٔ کلامی شیعهٔ امامیه پرداخته شده و تأکید بیشتر بر گونه شناسی بخشی از آثار و تألیفاتِ بکتاشیان (تا سقوط عثمانیان در 1342 ق/1923 م)، از منظرهایی همچون ساختار آثار، تاریخ تألیف، نسبتِ مکانی مؤلفان، مکان تألیف، مکان کتابت، وضعیت فیزیکی و آماری، موضوعات و عناوین، زبان نگارشی و نیز پراکندگی مکانی مواریثِ کهن بکتاشیان بوده است.

به باور نویسنده، به نظر نمی رسد جز کتابِ ارزشمندِ نُه جلدی بدری نویان دده بابا[1] دربارهٔ بکتاشیه، تاکنون مطالعهٔ جدی و عمیقی، مشخّصاً با محوریتِ میراثِ مکتوب علویان بکتاشی، حتی به دست خود علویان بکتاشی، صورت گرفته باشد؛ در این تحقیق، تلاش شده این موضوع، اندکی پیش رود.

همچنین، در این تحقیق توصیفی و کتاب خانه ای، گزارشی اختصاری از نسخ خطی علویانِ بکتاشی (با تأکید بیشتر بر نسخ ترکی عثمانی) بیان شده است؛ و در روند پژوهش، بر پایهٔ مستنداتِ درون متنی و برونی آن، با ترتّبِ روشمند تاریخ تألیفِ آثار، به تبیین میراثِ مکتوب بکتاشیه (با تأکید بیشتر بر ذخایر گنجینه های ترکیه)، به همراه مشخّصاتِ کتاب شناختی، موضوعی، زبانی، زمانی و دیگر مؤلفه های نسخه شناختی مرتبط با این مواریث کهن، پرداخته شده است.

میراث مکتوب کهن بکتاشیان از منظر گونه شناختی

از بررسی عناصر اصلی مجموعهٔ تراثیاتِ بکتاشیان (حدود یکصد اثر خطی)، بر پایهٔ سیر تاریخی تألیف آنها، به نحو کلّی می توان چنین دریافت که متون کهنِ بکتاشیان، در وهلهٔ نخست، به شدّت تحت تأثیرِ آموزه ها و اندیشه های صوفیانهٔ غالب بر گفتمانِ دینی در قرون ششم و هفتم هجری است.

بخش در خور  توجّهی از آثار نثرِ بکتاشیان، به موضوع کلی تصوّف و اخلاق، همچون کیفیتِ آدابِ ذکر، سماع و مانند آن اختصاص دارد که از آن میان، بخشی به مباحثِ مربوط به طریقتِ بکتاشیه، به خصوص چگونگی اجرای مراسم مذهبی علویان در جمع خانه و قوانین و سلسله مراتب میان دده ها، مرشدها، پیرها، رهبرها، باباها و وظایف آنان می پردازد؛ و ظاهراً برخی از این متون بکتاشی، شرح احوال و زندگی و نقل سخنان رهبرانِ بکتاشیه، در نوع این آثار، به داستان ها و افسانه های عجیب و غریب مبتنی بر تأویلات گستردهٔ صوفیانه و عرفانی، و چه بسا متأثّر از اندیشه ها و باورهای بومیانِ آناتولی، آمیخته شده است.

باید افزود که اندکی از متون نثر بکتاشی نیز به مباحثِ کلامی و باورهای بکتاشیان، از جمله مباحثِ توحید، معاد، نبوت، امامت، مسئلهٔ گناهان، جایگاه معنوی دده ها، ازدواج دده های بکتاشی و مانند آنها پرداخته اند. نگاه نیمه لاهوتی و غالیانه به حضرت علی 7 و دیگر امامان: در این متون، انکارناپذیر است؛ و احتمالاً نگاه غالیانه و فرابشری نهادینه شده در تار و پودِ نصرانیتِ آناتولی به حضرت مسیح 7، در این نگره، بی تأثیر نبوده است.

در میان متونِ منثورِ بکتاشی، آموزه های امام جعفر صادق 7، با عنوان بویروق (فرمان ها و فرمایش ها) نقش محوری دارد و با توجّه به وجودِبویروق های متعدد با ساختارهایی متنوّع، به نظر می رسد فرمان ها و رهنمودهای حضرت صادق 7 با ابتنا بر آموزه های مکتبِ اهل بیت: بیشترین تأثیر را بر علویان داشته است. در این آموزه ها ردّ پای اندیشه های غلوآمیزِ مفوّضه و خطّابیه محسوس و قابل مطالعه است، امّا به هر تقدیر، تقریباً در تمامی آثار منظوم و منثور بکتاشی، عبارتِ «مذهبم جعفری»، به وفور دیده می شود.

ادعیه، نیایش ها و زیارات، بخش دیگری از مضامینِ نسخ خطی بکتاشی را تشکیل می دهد. در نیایش های شیعیان و بکتاشیان، که به احتمال بسیار، منشأ واحدی داشته اند، اشتراکاتِ فراوانی وجود دارد؛ اما به نظر می رسد در مضامینِ متونِ ادعیهٔ آنان، نسبت به متون دعایی شیعهٔ امامیه، موضوع تولّا و تبرّا، رنگ و لعاب بیشتری دارد؛ به ویژه موضوع تبرّای علویان از غاصبان حقوق اهل بیت:، اهمیت بسیار دارد.

زبان نوشتاری بسیاری از متون قرونِ اولیهٔ بکتاشیه، به خصوص در قرون هفتم و هشتم هجری، مانند بسیاری از آثار منظوم و منثور آن دوره، فارسی است؛ امّا به جهاتی نظیر حضور پیوستهٔ شش قرن (از هشتم تا سیزدهم هجری) بکتاشیان، به عنوان «ینی چری»، در ارکان نظامی حاکمیتِ عثمانیان، به تدریج که متون دیگر به زبان ترکی نگاشته می شود، متونِ مقدّسِ بکتاشیان، همچون متون دعایی و اعتقادی نیز، متأثر از زبان رسمی دولتِ عثمانی، به زبان ترکی گرویده است؛ و شاید بتوان به جرئت گفت بیشترین درصدِ میراث مکتوبِ بکتاشیان، به زبان ترکی با لهجهٔ عثمانی نگارش یافته است.

امّا پس از حضورِ حروفیان در آناتولی، یعنی چندی پس از قلع و قمع آنان در ایران، به دست شاهرخ تیموری (حک. 807-850 ه‍.ق.) و رخنهٔ اندیشه های غالیانه و تأویل گرایانهٔ حروفیه در تار و پودِ باورهای بکتاشیان، مشخّصاً در نیمهٔ دوم قرن نهم هجری، زبان فارسی، متأثر از کتابِ مقدّسِ جاودان نامه و دیگر متون مقدّس فارسی نزد حروفیه، تا زمانی که به ترکی صیرورتِ کامل حاصل شد، متون به همین شکلِ فارسی، مدّتی در قالبِ تدریس و تدرّس، نزد بکتاشیان حضور داشته است؛ البته تقدّس زبان فارسی نزد علویان، چندان پایدار نبود و پس از روی کار آمدن صفویان، در سال های نخست، زبان ترکی، نماد و زبان رسمی تفکرِ شیعی و علوی گری شده است؛ برای نمونه، نباید از نظر دور داشت که تمامی اشعار شاه اسماعیل صفوی (حک. 906-930 ه‍.ق.)، با نگاهی علوی، به زبان ترکی سروده شده است.

بیشترین آثار منسوب به بکتاشیان، در قالب «نظم» نگارش یافته است و به جز دیوان ها، سایر متون منظوم، بیشتر در جمع خانه ها، با عنوان نَفَس لر، خوانده می شود. بخش دیگر نیز دیوان های شاعران است که بیشتر آنها در قالبِ غزلیات، مثنویات، ترکیب بند، ترجیع بند، مقطعات، رباعیات و مانند آنها است. بیشتر این منظومه ها، در مدح حضرت علی 7، فرزندان آن امام همام، حضرت فاطمهٔ زهرا 3، حضرتِ خدیجه 3، چهارده معصوم پاک و نیز بیان احوال و سخنان منظوم و منثورِ رهبران بکتاشیه، همچون حاجی بکتاش ولی، یونس امره، پیر سلطان ابدال، سید علی سلطان، صاری سالتق، غریب دده، شاه قلو، قراجا احمد، ابدال موسی، سید قاضی، سرسم علی سلطان، بالیم سلطان، شاه اسماعیل و مانند آنها است.

نمونه هایی از متون کهن علویانِ بکتاشی

الف. سید محمّد بن محمّد بن ابراهیم نیشابوری خراسانی مشهور به حاجی بکتاش ولی (د. 669، 699 یا 738 ه‍.ق. در قیرشهر)[2]

1. فوائد حاجی بکتاش ولی (تصوّف ـ فارسی)

رساله ای به نظم و نثر، از افادات و مقالات حاج بکتاش ولی خراسانی است که یکی از مریدان و شاگردان او پس از فوت وی جمع کرده است. نسخهٔ ناقصی از این اثر، به ضمیمهٔ مقالات غیبیه و کلمات عینیه منسوب به حاجی بکتاش ولی، به شمارهٔ 3451 در کتاب خانهٔ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران نگه داری می شود (سبحانی و انصاری، 1355: 505-546). نسخهٔ دیگری نیز در دانشگاه استانبول (سبحانی و آق سو، 1374: 37)، به شمارهٔ IÜK.FY.56، به خطّ رقاع، با کتابتِ سدهٔ 12 ه‍.ق. در 15 برگ موجود است که آغاز آن چنین است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم، الحمد للّه علی نعمائه والصلوه علی محمّد و آله …

2. مقالات حاجی بکتاش ولی[3] (تصوّف ـ ترکی عثمانی)

مجموعه ای از دستورهای اخلاقی و مواعظ صوفیانه به روش علویان و بکتاشیان است و از لحاظ ادبی، تاریخی و محتوایی، به نظر می رسد به همت پیروان وی، بر اساس اندیشه ها و آموزه های شفاهی اش، گردآوری شده باشد. در برخی کتاب خانه های ترکیه و ایران، رساله ای با عنوانمقالات غیبیه منسوب به حاجی بکتاش ولی به زبان فارسی[4] موجود است و این احتمال هست که اثر محل بحث، ترجمه ای از آن بوده باشد و شخص بکتاشی گمنامی در سده های پس از وفاتِ حاجی بکتاش ولی، آن را از فارسی به ترکی عثمانی برگردانده باشد. به هر تقدیر، این اثر بدون تاریخ در استانبول به صورت سنگی، چاپ شده است.

از این اثر، نسخه ای دست نویس، در کلکسیونِ پروفسور علی نهاد طرلان (در کتاب خانهٔ سلیمانیه ـ استانبول)، به شمارهٔ 2/185، به خط نستعلیق، [سید] درویش محمّد خالد بکتاشی حسینی اسلامبولی، با تاریخ کتابتِ 1230 ه‍.ق.، 48 برگ (61 ـ 108)، با این آغاز موجود است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم، شکر منّت و سپاس اُول تکری تبارک و تعالی حضرتلرینه اولسونکم …

ب. سید حسین بن غیبی،[5] حسینی رومی مشهور به غیبی بابا (ح. سده 8 یا 9 ه‍.ق.)

1. شرح خطبه البیان = ترجمه و شرح خطبه البیان[6] = ترجمه خطبه البیان (تصوّف ـ ترکی عثمانی)

شرح و ترجمه ای از خطبه البیان (الطهرانی، 1959: 13/218)، منسوب به حضرت علی 7 است؛[7] و شارح در این اثر، هفتاد عبارت منسوب به آن حضرت را همراه شواهدی از آیات و روایات اهل بیت: و اشعاری از خود آورده است:

ای محبان علـــی بیله بویورمیشدر حبیب

لا فتی الاّ علــــــی لا سیف الاّ ذوالفقار

انسُ جـن ایشتدی کوکدن ملک ایتدی ندا

لا فتی الاّ علــــــی لا سیف الاّ ذوالفقار

هل أتـی[8] و قــل کفی[9] و انّما[10]حقدن ندا

أنت منّی[11] دیدی وصفنده آنک هم مصطفی

پس بـــو معنیدن شهاده ایلدی پیک خدا

لا فتی الاّ علــــــی لا سیف الاّ ذوالفقـار

از این اثر، نسخه های متعددی در دست است؛ از آن جمله، یک نسخه در کتاب خانهٔ مرعشی در قم به شمارهٔ 5144 (متقی، 1381: 1/170-172؛ 1423: 183)، نسخه ای در کتاب خانهٔ روزنامهٔ ترجمان، در کتاب خانهٔ سلیمانیه، در استانبول، به شمارهٔ Y.295 (KUT, 1989, I/139) نسخهٔ دیگری نیز در کلکسیونِ ارسلان قاینارداغ (در کتاب خانهٔ سلیمانیه)،[12] به شمارهٔ 1/116، به خطّ رقعه، به خطّ ملازینل بن نعمت، با تاریخ کتابتِ 1295 ه‍.ق.، در 85 برگ موجود است و آغاز آن چنین است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم، هذا مفازه أمیرالمؤمنین و یعسوب الدین … اُول بی نیاز حضرتنه اولسونکه … أنا الذی عندی مفاتیح الغیب لایعلمها من بعد غیری و أنا بکلّ شیء علیم … ترکی دیلنجه قلمه گتورم کی نصیب اولوب… .

ج. علاءالدین احمد بن عبداللّه، غیبی علائیه وی قره مانی مشهور به قیغوسز[13] ابدال و قایغوسز بابا سلطان و متخلّص به قیغوسز (ح. سده 9 ق)[14]

1. پندنامه[15] = نصیحت نامه (تصوّف ـ ترکی عثمانی)

رساله ای مختصر در نصایح و پندهای صوفیانه به روش بکتاشیان است. از این اثر، یک نسخهٔ خطّی در مجموعهٔ ارسلان قاینارداغ، به شمارهٔ 5/93، به خطّ رقعه، با تاریخ کتابتِ 1265 ه‍.ق.، در 23 برگ (برگ های 156 الف ـ 178 الف) با این آغاز موجود است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم، الحمد للّه ربّ العالمین والصلاه والسلام علی سیدنا محمّد و آله و أهل بیته أجمعین؛ امّا بعد بیلک و آگاه اولک که هر کتابه دلیل … .

2. وجودنامه[16] (تصوّف ـ ترکی عثمانی)

رساله ای کوتاه در تصوّف به نظم و نثر، در کیفیت خلقت وجود و روح آدمی است. در تدوین این اثر (31 ب)،[17] از دوازده پوست نشین یاد شده که اسامی آنها چنین است: یوسف خراسانی، سید علی سلطان، بالیم سلطان، قیغوسوز سلطان، صاری اسماعیل غائب، قول آچق ماجم سلطان، شاذه لی سلطان، قره طونلی جان بابا، حضرت ابراهیم خلیل اللّه 7، ابدال موسی سلطان، قبرعلی سلطان و حضرت خضر 7 که گویا مراد از آنان، رجال الغیب باشد. از دست نویس های این اثر می توان به نسخهٔ مجموعهٔ علی نهاد طرلان (Bariş, 1981: 34. I/ 9)، به شمارهٔ 2/193، به خطّ رقعه، با کتابتِ سدهٔ 13 ه‍.ق.، در 6 برگ (برگ های 25 ب ـ 30 الف) اشاره کرد که آغاز آن چنین است:

بسم اللّه الرحمن الرحین، الحمد للّه ربّ العالمین والصلوه والسلام علی نور سیدنا و آله أجمعین؛ پس بو میدانه ارَنلرده که بو فقیر دخی عاشقانه و صادقانه بر یادگار ایتدم امانت ارشاد ایچون … .

و نسخهٔ کلکسیونِ ارسلان قاینارداغ، به شمارهٔ 6/93، به خط رقعه، با تاریخ کتابتِ 1265 ه‍.ق.، در 5 برگ (برگ های 178 ب ـ 182 ب) با آغاز متفاوت ذیل:

بسم اللّه الرحمن الرحیم، آدم که قدرت حق ایله آنا رحمنه دوشر نیجه وجوده گلیر و نیجه روح و یریلیر… .

د. ویرانی ابدال بابا متخلص به ویرانی (ح. سده 11 ه‍.ق.)[18]

1. دیوان ویرانی[19] (تصوّف و ادب منظوم ـ ترکی عثمانی)

این دیوان، از جمله متون علوی است که شاعر، در آن، به دلیل ارادتِ خاص خود به ساحتِ مقدّس حضرت علی 7 یا بر پایهٔ باورهای عمیقِ بکتاشیان، تا مرز الوهیتِ حضرت پیش رفته است:

اللّه علیــدر یــــــا دکلــــمی

بســم اللّه علیــدر یا دکـلـمی

تسلّی بولمشــــــم بر نقطه دن

ثمّ وجــه اللّه علیدر یا دکلمی

بزم عشقده وار ایدان ستاره بغلو با شیمیز

شول ویران کوکلری عشقلری معمورایدان

فخر عالم احمدی مختــــاره بغلـو باشیمیز

اسم اعظـــم حیدر کــــرّاره بغلو باشیمیز

از دست نویس های این اثر، می توان به نسخهٔ مجموعهٔ علی نهاد طرلان اشاره کرد، به شمارهٔ 4، به خط رقعه و نسخ، کتابتِ محمد مرشدی، در سال 1279 ه‍.ق.، در 192 برگ، با آغاز:

اللّه علیــدر یــــــا دکلــــمی

بســم اللّه علیــدر یا دکـلـمی

تسلّی بولمشــــــم بر نقطه دن

ثمّ وجــه اللّه علیدر یا دکلمی

و نسخهٔ دیگری نیز در کلکسیونِ ارسلان قاینار داغ، ذیل شمارهٔ 3/135، به خط رقعه، کتابتِ سدهٔ 13 ه‍.ق.، در 4 برگ (برگ های 29 ب ـ 32 ب)،[20] با این آغاز موجود است:

گَل بروای قوم اعدا، من خدادان دون منم

چون شهادت ایتمشم، مصطفادن دون منم

پاره پاره بو وجــودیم، صد هزاران ایتسلر

من غلام خانـــــدان مرتضایم، دون منم

2. رسالهٔ ویرانی = ویرانی بابا رساله سی = کتاب ویرانی = ویرانی کتابی (تصوّف ـ ترکی عثمانی)

رساله ای در تصوّف به روش عقاید بکتاشیان است و با توجه به تاریخ کتابت نسخه های آن، تاریخ تألیف آن به پیش از سال 1120 ه‍.ق. تعلّق دارد. در برخی مصادر، از این اثر با عنوان متنی متعلّق به حروفیان یاد شده است (Bariş, 1981: 34.I/33) که چندان صحیح به نظر نمی رسد. البته نخستین بار، علویان و بکتاشیان آناتولی در نیمهٔ سدهٔ 9 ه‍.ق.، از طریق سید علی الاعلی حروفی اصفهانی (د. 882 ه‍.ق.) با اندیشه های حروفیان آشنا شده و جذبِ عقایدِ حروفیه شده اند؛ و به دلیل درهم تنیدگی مصادر تراثی بکتاشیان و حروفیان در قرون نهم هجری به بعد، میزان تقاربِ عقاید و مرزهای عقیدتی بین علویان و حروفیان، چندان شفاف و روشن نیست؛ و از این رو، به نظر می رسد خودِ موضوع تأثیرپذیری علویان از حروفیان، نیازمند مطالعاتِ بیشتری است.

از جمله دست نویس های این اثر، می توان به چهار نسخهٔ موجود در کلکسیونِ علی نهاد طرلان، اشاره کرد؛ این نسخ عبارت اند از: دست نویسِ شمارهٔ 17، به خطّ رقعه، کتابتِ اسماعیل حقی (خاک پای اولاد علی، حاجی بکتاش ولی، الفقیر …)، با کتابتِ سال 1274 ه‍.ق.، در 47 برگ که آغاز آن چنین است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم، الحمدللّه ربّ العالمین، ایمدی ای طالب فضل حق …، بیت:

گل ای مؤمن بری فرض خدادور

حقی بلمک چون قول مصطفا در

حقی بلمک دیلرسک بیل علی یی

اوقو علـــمک قپوسی مرتضا در

حسندر هم حسینم عابـــــدینم

گؤزم نوری امام باقر بــــقا در

بَری گل جعفری کاظم رضـــایه

تقی یه ویر اوزک لطف سخــا در

نقی عسکر شها مهــــدی هادی

اُولبدور ای ویـرانی اوسکـــا در

دست نویسِ دیگر به شمارهٔ 172،[21] به خط رقعه و نسخ، کتابتِ سید حاجی علی افندی، در اواخر سدهٔ 13 یا اوایل سدهٔ 14 ه‍.ق.، در 23 برگ؛ سومین دست نویسِ به شمارهٔ 178، به خطّ نسخ و رقعه، کتابتِ درویش حلمی قادری اسکداری، با تاریخ کتابتِ 1120 ه‍.ق.، در 42 برگ؛ و دست نویسِ چهارم نیز به شمارهٔ 1/185، به خطّ نسخ و نستعلیق، کتابتِ [سید] درویش محمّد خالد بکتاشی حسینی [اسلامبولی]، با تاریخ کتابتِ 1230 ه‍.ق.، در 60 برگ نگارش یافته است و در آغاز آن نسخه، تملکِ سید درویش خلیل رونقی بکتاشی حسینی، با تاریخ 17 ربیع الآخر 1230، دیده می شود. باید افزود نسخهٔ دیگری نیز از این اثر در مجموعهٔ ارسلان قاینارداغ، به شمارهٔ 2/116، به خطّ رقعه، با کتابتِ 1295 ه‍.ق.، در 21 برگ (برگ های 85 ب ـ 105 ب) نگه داری می شود.

3. زبده التصوّف فی المبدأ والمعاد (تصوّف ـ ترکی عثمانی)

رساله ای در بیان مبدأ و معاد بر پایهٔ دیدگاه های صوفیانهٔ بکتاشیان است. بخش هایی از این اثر به رسالهٔ ویرانی تألیف دیگر مؤلّف، شباهت هایی دارد و دور نیست که تحریر دیگری از همان رساله بوده باشد. نسخه ای از این اثر در کلکسیونِ ارسلان قاینارداغ، به شمارهٔ 2/93، به خط رقعه، با کتاب سال 1265 ه‍.ق.، در 38 برگ (برگ های 22 الف ـ 59 الف) نگه داری می شود که آغاز آن چنین است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم، الحمد للّه ربّ العالمین … ای طالب حقّ و عاشق دیوانه … .

پی نوشت ها:

[1]. Noyan Dedebaba, Bedri, Bütün Yonleriyle Bektaşilik ve Alecilik, Vols. I-IX.

[2]. دربارهٔ «حاجی بکتاش ولی»، نک.: انوشه، 1383: 6/188-190؛ مدرّس تبریزی، 1374: 2/6-7؛ نیز تمامی صفحات جلدِ نخستِ کتابِ Bütün Yonleriyle Bektaşilik ve Alecilik.

[3]. دربارهٔ این اثر نک.: قره بلوط، 2002: 5/3054؛ دانش پژوه، 1332: 4/2461.

[4]. در برخی مصادر، زبان اثر، ترکی ثبت شده است (قره بلوط، 2002)؛ در حالی  که نسخه ای از آن در کتاب خانهٔ مرکزی دانشگاه تهران به شمارهٔ 1/3451 موجود است که به فارسی نگارش یافته است؛ بعید نیست که نسخه های ترکی، ترجمه ای از زبان فارسی باشند.

[5]. در برخی نسخ دیگرِ این اثر، به جای غیبی نام عیسی آمده است (متقی، 1381: 1/170-172).

[6]. دربارهٔ اثر نک.: قره بلوط، 2002: 2/972.

[7]. برخی عبارات این خطبه به نظر می رسد غالیانه باشد و در علوی و بکتاشی بودن این اثر نیز تردید وجود دارد.

[8]. الانسان: 1.

[9]. الرعد: 43.

[10]. المائده: 55.

[11]. اشاره به حدیث مشهور نبوی 9: «أنت منّی بمَنزله هارون من موسی، الاّ أنـّه لانبی بعدی» (البخاری، 1981: 5/129؛ الترمذی، بی تا: 5/638).

[12]. باید افزود که در همین مجموعه (ارسلان قاینارداغ)، به شمارهٔ 195 منظومه ای با عنوان قصیده کشف الغطاء از سید حسین غیبی بابا، دانسته شده است و به نظر می رسد این نسبت صحیح نباشد. زیرا همین اثر، در مصادر، از صُنع الله غیبی بن عبدالله، کوتاهوی رومی (د. 1080 ه‍.ق.) دانسته شده است (قره بلوط، 2002: 2/1301-1302).

[13]. قیغو یا قایغو، به ترکی عثمانی به معنای غم است و پسوند نفی «سز» هم آن را منفی کرده و در نتیجه «قیغوسز»، به معنای «بی غم» خواهد بود.

[14]. دربارهٔ مؤلف نک.: بغدادی، 1990: 1/143؛ بروسه لی، 1342: 1/144-145.

[15]. دربارهٔ این اثر نک.: قره بلوط، 2002: 1/607.

[16]. دربارهٔ این اثر نک.: همان، 1/609.

[17]. این مطالب در انجام نسخهٔ علی نهاد طرلان به شمارهٔ 2/193 آمده است.

[18]. از زندگی ویرانی، آگاهی چندانی در دست نیست؛ گویا وی مدتی مجاور حرم حضرت علی (ع) در نجف اشرف بوده و در همین دوره نیز با شاه عباس اول صفوی (د. 1038 ه‍.ق.) ملاقاتی داشته است، نک.: http://www.forumdas.net

[19]. دربارهٔ این اثر نک.: الطهرانی، 1386: 4/9-1282؛ و قره بلوط، 2002: 5/3889.

[20]. این نسخه مشتمل بر پنج غزل در مدح اهل بیت (ع) است.

[21]. نسخه از انجام، افتادگی دارد.

[22]. در فهرست دیجیتالی کتاب خانهٔ سلیمانیه، نام مؤلفِ اثر، احمد رسمی کریدی ثبت شده که صحیح نیست. باید افزود که احمد کریدی متوفای 1197 ه‍.ق.، از جغرافی دانان شهیر و از رجال دولت عثمانی بوده و بیشتر تألیفاتِ وی در جغرافیا است، نک.: بغدادی، 1990: 1/179.

مراجع

قرآن کریم.

انوشه، حسن (1383). دانش نامهٔ ادب فارسی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ج6.

بجنوردی، کاظم (1383). دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، تهران: مرکز دائرهالمعارف اسلامی، ج12.

البخاری، محمد بن اسماعیل (1981). الصحیح، تصحیح: محمد ذهنی افندی، استانبول: بی نا.

بروسه لی (بروسوی)، محمّدطاهر (1342). عثمانلی مؤلفلری، استانبول: مطبعهٔ عامره، ج2.

بغدادی، اسماعیل  پاشا (1990). هدیه العارفین، بیروت: دار الفکر، الطبعه الثانیه.

الترمذی، محمد بن عیسی (بی تا). السنن، تصحیح: ابراهیم عطوه عوض، بیروت: بی نا.

حدّاد عادل، غلام علی (زیر نظر) (1379). دانش نامهٔ جهان اسلام، تهران: بنیاد دایرهالمعارف اسلامی، ج5.

دانش پژوه، محمّدتقی (1332). فهرست نسخه های خطی کتاب خانهٔ مرکزی دانشگاه تهران، تهران: دانشگاه تهران، ج4.

سبحانی، توفیق؛ آق سو، حسام الدین (1374). فهرست نسخه های خطی فارسی کتاب خانهٔ دانشگاه استانبول، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

سبحانی، توفیق؛ انصاری، قاسم (1355). «حاجی بکتاش ولی و طریقت بکتاشیه»، در: نشریهٔ دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی (دانشگاه تبریز)، س28، ش120، ص505-546.

الطهرانی، آقابزرگ (1386). الذریعه إلی تصانیف الشیعه، تهران: چاپ خانهٔ دانشگاه تهران، ج4 و9.

الطهرانی، آقابزرگ (1959). الذریعه إلی تصانیف الشیعه، نجف اشرف: مطبعه القضاء، ج13.

قره بلوط، علی رضا؛ قره بلوط، احمد طوران (2002). معجم تاریخ التراث الإسلامی فی مکتبات العالم، قیصری: دار العقبه.

متّـقی، حسین (1381). فهرست نسخه های خطی ترکی کتاب خانهٔ آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی، قم: کتاب خانه آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی، ج1.

متّـقی، حسین (1423). معجم الآثار المخطوطه حول الإمام علی بن أبی  طالب 7: الدلیل الببلیوغرافی لـ 10000 مخطوطه محفوظه فی مکتبات العالم، قم: مکتبه آیه اللّه العظمی المرعشی النجفی.

مدرّس تبریزی، محمدعلی (1374). ریحانه الادب، تهران: کتاب فروشی خیام.

Bariş, Hasip ve başkalar (1981). Türkiye Yazmaları Toplu Kataloğu, 34 (I), Ankara.

Karatay, F. Edhem (1961). Topkapı Sarayı Müzesi Kütüphanesi Türkçe Yazmalar Kataloğu, c. II, Istanbul.

KUT, Günay (1989). Tercüman Gazetesi Kütüphanesi Türkçe Yazmalar Kataloğu, c. I, Istanbul.

Noyan Dedebaba, Bedri (1998-2011). Bütün Yonleriyle Bektaşilik ve Alecilik, Vols. I-IX, Ankara.

http://www.forumdas.net (تاریخ دسترسی: 1/2/1392).

http://www.turkcebilgi.org (تاریخ دسترسی: 1/2/1392).

نویسندگان:

حسین متقی: دانشجوی دکتری شیعه شناسی، دانشگاه ادیان و مذاهب قم

 رسول جعفریان: استاد گروه تاریخ دانشگاه تهران

پژوهشنامه مذاهب اسلامی شماره 7

ادامه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *